مهدى مهريزى وهادى ربانى

106

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

قتل مرموز او توسّط دو قدرت آزمند زمان و ايادى آنان ريخته شده بود ، امّا گويا كه او خبر نداشت . و اكنون با سير كوتاهى در روند اجراى آن سرنوشت ناخواسته ، به اين گفتار پايان مىدهيم تا « سيرهء سياسى آخوند » را در مجالى ديگر عرضه بداريم . سرانجام كار آخوند خراسانى هر چه زمان مىگذرد اهداف شوم كسانى كه خود را در صفوف مشروطه‌خواهان جا زده‌اند و از اين طريق به برخى از مناصب كليدى كشور راه يافته‌اند ، آشكارتر مىشود . شريعت سبك شمرده مىشود ، در مجامع و معابر عمومى ، به علما و معمّمين با تحقير نگريسته شده و گاهى نيز مورد تعرّض و اهانت قرار مىگيرند . « مجاهدان قفقازى » كه تخم و تبارشان براى هيچ كسى معلوم نيست ، با تكيه بر قدرت دولت بَهيّه روس ! و عنوان انقلاب و مشروطه ، مطلق العنانى مىكنند . امثال يپرم‌خان ارمنى ، به اشخاص و چهره‌هاى دينى شناخته شده‌اى هم‌چون شيخ فضل اللَّه نورى ، آخوند ملا قربان على زنجانى و ديگران ، در ملأ عام اهانت مىكند . با خلع سلاح شدن سرداران دل‌بستهء مشروطهء واقعى ، امثال ستّارخان و باقرخان و مجاهدان تحت فرماندهىشان ، ميدان براى قفقازىها آماده مىشود و سر و كلّهء حيدر خان عمو اوغلىها و ديگر اعضاى حزب دموكرات در مجامع پيدا مىشود و بالاخره توسّط حزب دموكرات ، سيّد حسن تقىزاده و حيدر خان عمو اوغلى ، سيّد عبد اللَّه بهبهانى ، ترور و كشته مىشود و گروهى از مردم فرياد مىزنند : تقىزاده گفت و شقىزاده كشت كسى را كه اسلام را بود پشت . . . در اين گيرودار است كه شمال و جنوب ايران نيز به بهانه‌هاى واهى توسّط روس و انگليس اشغال مىگردد . آخوند خراسانى اهداف انقلاب را در خطر مىبيند ، رهبر حزب دموكرات تقىزاده را تكفير مىكند . از طرف ديگر ، به قول سياست‌مداران آن